فعولن فعولن فعولن فعل!
خوبین دوستام؟
تابستونتون خوبه؟
خـــُـُـُـُــب چی بنویسم که ثابت بشه من زندهام؟
اصن چرا هر کی پا میشه میاد اینجا فوت فوت میکنه؟ شماها خرافاتی نبودین که! :دی
داشتم بوستان میخوندم یه دفعه یاد اولین امتحانم تو دانشگا تهران افتادم. اولین امتحان مزخرفترین ترم کارشناسیم بود. سر هر کلاسی نشسته بودم. همه کتابامم نصفه نیمه مونده بود. تازه اولین بارمم بود که میخواستم دو تا امتحان تو یه روز بدم. قرار بود برای رستم و سهرابمون جلد دوم شاهنامه خالقی رو بخونیم با کلی چیز دیگه(یا آزادیان!) برای بوستانمونم همون چهار هزار بیت آقای سعدی که میشد یه چیزی حدود ده هزار بیت شعر در وزن زیبای فعولن فعولن فعولن فعل! با سلام و صلوات مکرر بر روح پرفتوح جناب شیخ اجل که شبی زیت فکرت همین جوری برای خودش همی میسوختیده و حتما اون خصم بیچارهای که اون شب بالشش رو سنگ کرده بوده هم من بوده بودم و در راستای لطیف شدن جو شب امتحان رو میزم متقارب مثمن محذوف رو ضرب گرفته بودم که رسیدم به بخشی از توضیحات استاد بزرگوار عزیز آقای یوسفی. نوشته بود: چنین است در سایر نسخه ها!
+شب امتحان آدم از ترک رو دیوارم خندهش میگیره خب!
به نو کردن ماه بر بام شدیم... ما!