مثل بندانگشتی از دنیای جلبک ها ....
فرم موزونی که در اندام پیچک ها....
باتنی گرم از هوای خامه و باران
مثل باربی ها که بانوی عروسک ها...
بستنی های دو رنگ از طعم تنهایی
طعم شاه توتی که توی جان یخمک ها ...
آخ!
تنهایم ,
تمام خاطراتم را
با تو ,توی موزه ها و سینما تک ها...
سرد ,مثل حال آن "انتر"که بی "لوطیش"
توی گردابی که "صادق"ها و "چوبک"ها
مرده ام این روزها و عطرم ارزان است
عطری از جنس گلایل ها و میخک ها
"حدیث لرز غلامی"
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 11:28 توسط الهه
|
به نو کردن ماه بر بام شدیم... ما!